باز باران بی ترانه گریه هایم عاشقانه
می خورد بر سقف قلبم یاد ایام تو داشتن
می زند سیلی به صورت باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت فکر آنکه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم توی دشت آن نگاهت
گم شدم در خاطراتت.

تو باعث شدی یه چیزی رو بفهمم
بفهمم عشق یعنی چه بفهمم دل کجاست
بفهمم وقتی کسی عاشق میشه چه حالی داره
بفهمم درد عشق چیه
حالا می دونم عشق یعنی تشنگی
عشق یعنی نیاز عشق یعنی التماس
عشق یعنی آرزو عشق یعنی خواستن
ولی بدست نیاوردن.

عطر نرگس ها را به شکوه عشق تو تقدیم می کنم
و قسم می خورم تا آن روز که سوار مرگ به سویم می آید
و خورشید زندگانیم آخرین پرتوهای طلایی اش را بر من می تاباند
تا آخرین لحظه ی حیاتم که نیمه جان بر زمین افتادم
و تا آن دقیقه که نام سرخت همچون چراغی سوسو می زند
و تا آخرین لحظه ای که چشمانم بر روی هم بسته می شود
دوستت داشته باشم.

بگو به من امشب کجایی ای نازنینم نازنینم
بدون تو تنهای تنهام شب سرد و سرماست
بیا بریم ما این دنیا مال عاشقاست
به سوی فردا بیا بریم یار بیا بریم یار
بی تو هر جا که باشم من تنهام
با تو غمی ندارم بمون کنارم
گفتی به من پیشم بمونی ای نازنینم
هر جا باشی می خوام بدونی نم تو رو می خوام
بیا بریم ما این دنیا مال عاشقاست
به سوی فردا بیا بریم یار
بی تو هر جا که باشم من تنهام
با تو غمی ندارم بمون کنارم.

چند عکس عشقولانه







تو رو خدا تنهام نزار

|
+| نوشته شده توسط
نازنین در شنبه دوازدهم خرداد 1386
|